پدیدارشناسی تجربه‌ زیسته معلمان ابتدایی از آموزش تلفیقی در برنامه‌درسی بین‌رشته‌ای
کد مقاله : 1164-6THEEPCK
نویسندگان
داود قاسم زاده *1، سهراب یزدانی2
1گروه آموزش علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2گروه مدیریت آموزشی.دانشگاه فرهنگیان. تهران .ایران
چکیده مقاله
این پژوهش با هدف تبیین و توصیف تجربه زیسته معلمان ابتدایی از اجرای آموزش تلفیقی در بستر برنامه‌درسی بین‌رشته‌ای انجام شد. با وجود گسترش نظری مفهوم تلفیق در ادبیات تربیتی ایران، کمتر پژوهشی به کنکاش در تجربه آگاهانه معلمان در مواجهه با این رویکرد پرداخته است. پژوهش حاضر در پارادایم تفسیرگرایی و با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل پانزده معلم دوره ابتدایی نواحی آموزشی شهر تبریز بودند که حداقل پنج سال سابقه، تدریس و تجربه اجرای برنامه‌های تلفیقی داشتند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون کلایزی تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد تجربه آموزش تلفیقی برای معلمان با پنج مضمون اصلی شناخته می‌شود: «رهایی از آموزش سنتی»، «پیوند یادگیری با زندگی روزمره»، «چالش ساختار رسمی و نبود حمایت نهادی»، «رشد حرفه‌ای و بازآفرینی نقش معلم»، و «هم‌زیستی رشته‌ها و خلق معناهای تازه»، تعارض با برنامه‌ریزی و زمان‌بندی رسمی و پدیداری احساس معنا در تدریس. آموزش تلفیقی برای معلمان نه‌فقط روشی آموزشی بلکه نوعی تحول حرفه‌ای تلقی می‌شود که تدریس را از انتقال صرف دانش به طراحی تجربه یادگیری معنادار تبدیل می‌کند. نتایج نشان می‌دهد آموزش تلفیقی به ارتقای انگیزش معلمان، پویایی کلاس، و نزدیکی آموزش به زیست‌جهان دانش‌آموزان منجر می‌شود، اما نیازمند بازنگری در ساختار برنامه‌ریزی درسی و حمایت نهادی از معلمان است.
کلیدواژه ها
پدیدارشناسی، آموزش تلفیقی، برنامه‌درسی بین‌رشته‌ای، تجربه زیسته، معلمان ابتدایی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر